|
رهبر انقلاب به خطر انباشت ثروت دردست قدرتمندان سياسي هشدار دادند.
ابان ماه 81
مخاطب انروز اين پيام رهبر انقلاب دانشجويان بودند.ولي مردي كه درميان همين دانشجويان و معلم انها بود پيام ولي امر خود راشنيد و ان را به جان و دل خريد .عزم خود را جزم كرد تا كاري انجام دهد
.او ميديد انانكه بايد به مردم پاسخ دهند از مردم طلبكارند و مردم را رعيت خود ميدانند همين كه در محافل بسته تصميم گرفته و فردي معرفي ميشد كفايت ميكرد تا با تبليغات و عوام فريبي به مسند برسد وبيچاره مردم كه ديگر دسترسي نداشتند تا شكوه كنند وعرض خود به انان برسانند
گويا فرهنگ شاهنشاهي دوباره احيا شده بود.چه نا ميمون بود غلبه حاشيه بر متن.مگر امام بارها وبارها سفارش مردم مستضعف را نكرده بود؟براي عده اي هم مستضعفين وهم امام چه زود فراموش شده بود!
گويا همه ايران تهران بود ان هم ارثیه پدری عده اي ورشكسته سياسي و سرمايه دارمرفه. شعارهاي پر طمطراق و وعده هاي پوشالي براي خوش باوران ظاهربين،كه به كجا برسيم رفاه و دولت مدرن (بهشت خيالي كه غربي ها به دنبال روزنه اي براي فرار از ان هستند)
سرنوشت دموكراسي مورد نظر سيد محمد خاتمي هم كه به لايحه افزايش اختيارات رييس جمهورختم شد وچه راحت خواستند لگدمال كنند تفكيك قواي منتسكيورا يعني همان كه خود شعارش را ميدادند.تعاليم اسلامي و فرامين امام (ره)كه مدتها قبل از يادشان رفته بود.
توصيه به راهپيمايي عليه خدا ميكردند و عرفي كردن دين و ....
خلاصه اشرافي گري ،تبعيض ،فساد و فقر عواملي شد براي به پا خواستن مردم و ان مرد،صادقانه و بي ادعا در حالي كه لباس خدمت به تن داشت خود را به مردم عرضه نمود و چه اسان مي پذيرند مردم صداقت را ،در حالي كه متهم به تير خلاص زدن بود و ديوار در پياده رو ها كشيدن.البته كه جز عده اي بيمار يا ساده لوح اينها را باور نكردند.
همه امدند پير و جوان ،زن و مرد،از هر قشري و با هر مرامي تا او و اهدافش را انتخاب كنند و اين نبود مگر با تلاش و مجاهدت مردان بي ادعا كه بعد از امام (ره)كمر همت بستند تا ولي را ياري كنند و احمدي نژاد يكي از اين مردان بي ادعا بود كه مردم صداقتش را پسنديدند .
سوم تير
مردي از جنس مردم امد و خدا را شكر به جهت همه نعمت هايش.
|