تبليغاتX
وادی خاموشان
 


نقد درون گفتمانی و حمایت از جاسوسی

بعد از چند ماه به اغماء رفتن وبلاگ بالاخره تصميم  گرفتم كه انرا احياء كنم .مشاهده مطالب صدرا نيوز مرا ترغيب كرد كه بي تفاوت از كنار ان گذر نكنم .بي تفاوتي انتخاب خوبي نيست در زماني كه برخي جاي دوست و دشمن را به درستي تشخيص نميدهند و مخالفت با دولت را تا سر حد دفاع از متهم به جاسوسي (به روايت مرجع رسمي تشخيص جرايم امنيتي )پيش ميبرند.

مروري كوتاه بر چينش مطالب و نحوه انتخاب تيتردر سايت منتسب به ملاصدراي معاصر!! و يار فرهنگي او ادعاي اين حقير را اثبات ميكند.اینجا اینجا اینجا اینجا

اگر به چند ماه قبل كه خبر دستگيري حسين موسويان عضو تيم مذاكره كننده هسته اي منتشر شد برگرديم به ياد مي اوريم كه اخبار ضد و نقيضي درباره او مطرح بود و البته حاميان پيدا و پنهان ! او همه پرده نشين شده بودند و هيچ نميگفتند ، حق داشتند اتهام جاسوسي كم چيزي نبود و لكه ننگ ان به راحتي از دامان حاميان انها پاك نميشد.

بايد احتياط ميكردند و جامعه را محك ميزدند،چنين كردند و نتيجه اي كه بدست امد مايه شرمساري بود.

نه نمايندگان نامه هاي اعتراض اميز 200 تايي امضاءكردند و نه رسانه هاي مثلا اصولگرا (جز يكي دوتا)به ان پرداختند .

كسي صداي اعتراض ملاصدراي معاصر!! و كاشف نقد درون گفتماني !را نشنيد و اكبر اعلمي هم نگران بر باد رفتن منافع ملي نشد!عدالتخواهان نيز تعيين و تكليف براي رهبري را مهم تر از پرداختن به جاسوسي يك فرد مي دانستند.

اما اين پايان ماجرا نبود ،عده اي همت كردند و پا پيش گذاشتند و به ياري متهم به جاسوسي شتافتند. در زمره اين عده انتظاري از اصلاح طلبان نبود(همانها كه در ايام زمامداريشان مدعي بودند در جرايم امنيتي حرف اول و اخر را بايد وزارت اطلاعات بزند و دستگاه قضايي را از رسيدگي به انچه خود نيز به ان رسيده بود بر حذر مي داشتند و امروز در تقابل با وزارت براي دستگاه قضا سينه چاك ميكنند ) و نه انتظاري بود از سايت وابسته به ان سابقا فرمانده ،چرا كه نحوه رويارويي فرمانده مرعوب با تهديدات دشمن و تزريق وحشت به جامعه توسط خود و جريانش روشن مي سازد كه دست ياري از اين جماعت خواستن اب در هاون كوبيدن است.

حاميان موسويان بعد از اين محك از پرده نشيني برون افتادند و طلبكار نيز شدند ! اورا در همايشي رسمي گل سرسبد مجلس كردند.

بگذزیم

منتظر پايان اين تراژدي نيستم ،سالي كه نكوست از بهارش پيداست اما اين پرسش باقي است كه پرونده  سيد مهدي هاشمي و امير انتظام  نيز نمي توانست به همين سرنوشت دچار شود؟ و اصلا همين حالا اگر كسي بدون داشتن پشتوانه هاي مهم ! جاسوسي  كند  همين برخورد با او ميشود؟ قاعده بي صدايي ننگ اغنيا و مرگ فقرا تا به كي بايد پايدار باشد؟

 

دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386  توسط مصطفی زرقونی  |

 


مدعی نیستم و نه جویای شهرت ونام.و درست به همین دلیل وادی خاموشان را برای بیان نظراتم انتخاب کردم. انهم بنا به تکلیف و هم توصیه دوستان.اسمم مصطفی هست و متولد انقلابم و انشا الله که تا اخر با انقلابم.
vadi_khamoshi@yahoo.com

نمونه ای از خشونت طلبی نوچه قالیباف و رضایی
حال و روز جنبش سبز!
شاعری که از خاتمی برگشت!
دسته گل کردان و گلستان زاکانی!
دریوزگی سبز، موقعیتی بی نظیر برای شناخت انقلاب اسلامی
توهین مجید انصاری به حاج منصور ارضی
کروبي: لا سند من لا سند له
پول حرام کروبی را به این روز انداخته
ناگفته‌هاي سردار فضلي از فتنه‌هاي اخير
اخراج يك خبرنگار به دليل حمايت از رييس جمهور
كمك‌رساني شتابان باهنر به مخالفان تعامل دولت و مجلس
چپ و راست علیه احمدی نژاد(حیدر رحیم پور)
افشاگری فرمانده کل سپاه
" بی‌غیرت‌ها به بهشت نمی‌روند.! "
دو برادر در دوقوه (فرهاد جعفری)
RSS 2.0