تبليغاتX
وادی خاموشان
 


شکوائیه استاد حیدر رحیم پور

نامه زیر شکوائیه استاد حیدر رحیم پور است.دوستان عدالتخواه پیام ایشان را فراگیر کنند..

                                   بسمه تعالي                  

گزارشي به عدالت خواهان كشور   

   بقلم و مسئوليت:

 حيدر رحيم پور

 

پس از سلام، سال 82 گروهي از مهندسين بيكار كشاورزي كه بيشترشان از جان نثاران سرشناس انقلاب اسلامي‌مي‌باشند و عدالتخواه و منفور چپ و راست و نتوانسته بودند به تسلط چپي ها از هيچ وامي‌بهره مند شوند از من خواستند محل متروكه فروشگاه موزاييك سازي‌ام را به آنان اجاره بدهم تا پس از تعمير، مركز شركت زرچكان مزرعه مجري طرح هاي آبياري قرار دهند و ماهي 300 هزار تومان هم اجاره بپردازند و من مبلغ را به دارائي گزارش دادم ليكن آن بي ادبان، مرا دروغگو خواندند و اخطار كردند اجاره فلان مبلغ است و من كه بزرگترين آرزويم اصلاح ادارات است و به نيروهاي دكتر احمدي نژاد  دل سپرده بودم به آقاي دكتر دانش جعفري كه مرا خوب مي‌شناسند نوشتم اگر مي‌خواهيد اول كار با يك حركت ابتكاري و بي خرج 50% از مشكلات دارايي حل شود همين فردا به مشهد مشرف شويد و درب  دارائي ميز محاكمه‌اي بگذاريد و من و مامور را محاكمه فرمائيد اگر من دروغ گفته بودم از شخصيتم نترسيد زيرا شخصيت من از شخصيت نجاشي در حكومت علي بيشتر نيست و در همان جا به حراست دارائي دستور دهيد حد دروغ و تهمت را درباره من اجرا كنند و اگر هم مامور دروغ گفته بود پس از اجراء حد دروغ، ماده از كجا آوردي را درباره او اجراء و اخراجش كنند.

ليكن متاسفانه دوستان هم مسلكم خيلي زود حكومتي و ليبرال شده بودند و جان سخن مرا درك نكردند و آقاي دكتر الهامي‌كه از همه بيشتر مرا مي‌شناسند به من تلفن زدند مشكل شما حل شد، زيرا تصور فرموده بودند مشكل كسي كه هر چه را داشته، خرج انقلاب كرده و هميشه چهار فرزندش در جبهه و همسرش كه از رهبران انقلاب بوده است در منازعه با منافقين سكته كرده و در روزهائي كه ديگران را به خشت مالي راه نمي‌داده‌اند، انقلاب مهمترين مسئوليتها را به او پيشنهاد مي‌كرده و نمي‌پذيرفته است، به خاطر پرداخت شندرغاز ماليات مي‌باشد و عجيب اينكه بر خلاف پندارشان مشكلات ما از آن روز كه پرونده دادستاني  دارائي فرستادند هر لحظه بيشتر و انتقام كشي دارائي آغاز شد:

1-  چون شركت پرووشل با پنجاه سال سابقه كشاورزي به رياست من جهت اخذ استعلامي‌به دارائي مراجعه كرده، فرموده بودند حاج آقا فلان مبلغ بدهي  دارند، بپردازند تا پاسخ استعلام داده شود:

الف- ماليات حقوق كشاورزان و آنان چهار مرده بيمه شده با اقل حقوق و هشت زن بيوه و دختران يتيمي‌كه فقط تابستانها با روزي 3 هزار تومان حقوق كار مي‌كنند؟! ب- ماليات حقوق راننده تراكتور 76 ساله اي كه با تراكتور 30 ساله خودش زندگي مي‌كند و چند برگه نامربوط ديگر، كه چون شركت محتاج اخذ استعلام بود، همه آنها را پرداخت و استعلام را گرفت وبا اينكه مي‌دانستيم نمايندگان شوراي اسلامي‌مشهد با آراء كمي‌و حمايتي به مجلس رفته‌اند و كاربردي ندارند پنج اخطاريه بر خلاف قانون دارائي را به نمايندگان دادم و گفتم واجب شرعي است كه با اين مدارك آقاي دانش جعفري را استيضاح كند كه شهامتش را نداشتند.

2- چنانچه نوشتم پس از حكم دادستان پيرامون اجاره محل به نفع من، دارائي به مزاحمت مستاجران پرداخته، جواني به شركت زرچكان كه سال گذشته با اينكه هنوز يك سال كار نكرده بود به حكم وظيفه مبلغ 36 هزار تومان به دارائي بي خبر از شروع كار آنها تقديم مي‌دارد، مي‌گويد امسال مي‌خواهيم براي شما پنج ميليون و هشتصد هزار تومان ماليات پايه وضع كنيم نظرتان چيست؟ مي‌گويند ما حتي در پارسال هم مالياتي نداريم و مامور مي‌رود و چند روز بعد بجاي پنج ميليون و هشتصد هزار تومان يازده ميليون و هفتصد هزار تومان اخطاريه مي‌فرستند و چون به دارائي مي‌روند و مي‌گويند با اينكه چكهاي دو رقمي‌ما برگشت مي‌خورد، به معناي اين اخطاريه چيست و آن حقه بازان مي‌گويند اشكالي ندارد اعتراض كنيد، پرونده به كميسيون حل اختلاف مي‌رود و مشكل حل مي‌شود وديگر خبري نمي‌شود تا اينكه كميسيون بي دين و دشمن انقلاب مبلغ شانزده ميليون و هشتصد هزار تومان يعني بيش از سرمايه حقيقي بچه هاي شركت، بدون حضور مودي، ماليات تعيين مي‌كنند. اين بود بچه هايي كه براي كسب سرمايه در گردش، محل شركت را به مبلغ 60 ميليون رهن داده بودند و با اين سرمايه تازه راه افتاده بودند با حالتي مجنونانه پيش من آمدند و تقاضاي گزارش كار به مقام رهبري يا دكتر احمدي نژاد را كردند و به خصوص ناراحتي بيشترشان از اين بود كه چند روز براي اخذ پروانه از دارائي تقاضاي استعلامي‌كرده بودند دارائي گفته بود چون يكي از شركاي زرچكان مزرعه فرزند حاجي رحيم پور است؟! وايشان بابت تاخير ماليات حقوق كشاورزان؟! 83 هزار تومان بدهكارند پاسخ استعلام را نمي‌دهيم، اينجا بود كه من احساس وظيفه كردم و دانستم بايد حج‌ام را تبديل به عمره و به جنگ با يزيديان بروم و به پاسخ شان گفتن اكنون كه گرفتاريهاي احمدي نژاد در جبهه نزاع با دشمنان خارجي و كلان رانتخواران، فرصت كشيدن گوش خائنان اداري را به ايشان نمي‌دهد، به مسئوليت من هرگاه دارائي حكم بي دينانه خود را به اجراء گذاشت، برويد گوش مفسدان و  دروغگويان مصلح نما را بكشيد تا ديگر بار در فرصتي مانند ماجراي روستاي رده، مردم عصباني در پناه دشمنان، اين دارائي را، كه يك دهم ماليات مستكبرين را نمي‌گيرد و مستعضفان را از صحنه خارج مي‌كند به آتش نكشند و به خصوص گوش آن كثيف نفوذي كه خود را نماينده اصناف جا زده است بيشتر بكشيد و از قول من از مسئول حراست دارائي كه متدين است، بخواهيد و تقاضا كنيد كه تا پايان مرافعه با بچه ها درگير نشوند، چه ذهن بچه ها از ماجراي اطراف سفارت انگليس در تهران افسرده است، ليكن پايان مرافعه خود را تسليم حراست كنيد و نتيجه حكم دادگاه را به سايتهاي خودي و روزنامه هاي مستقل منتقل كنيد و رونوشتهايي از اين نامه را به حضرات زير تقديم داريد:

1- دكتر دانش جعفري با آنكه از ايشان گله مندم 2- دوست دانشمندم آقاي دكتر حداد عادل رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي‌3- وزير محترم كشور 4- وزير محترم اطلاعات 5- برادرمن دكتر افروغ و دوستان هميشه همرزمم سردار قاسمي، دكتر عباسي، دكتر ا... كرم و كارگردانان مردمي‌متعهد ده نمكي و نوري زاد و به خصوص سرورم دكتر محسن رضائي.

حيدر رحيم پور

 

پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386  توسط مصطفی زرقونی  |

 

روزی که صداقت به ثمر رسید.

 

رهبر انقلاب به خطر انباشت ثروت دردست قدرتمندان سياسي هشدار دادند.

 ابان ماه 81                                                                                             

مخاطب انروز اين پيام رهبر انقلاب دانشجويان بودند.ولي مردي كه درميان همين دانشجويان و معلم انها بود  پيام ولي امر خود راشنيد و ان را به جان و دل خريد .عزم خود را جزم كرد تا كاري انجام دهد

.او ميديد انانكه بايد به مردم پاسخ دهند از مردم طلبكارند و مردم را رعيت خود ميدانند همين كه در محافل بسته تصميم گرفته  و فردي معرفي ميشد كفايت ميكرد تا با تبليغات و عوام فريبي به مسند برسد وبيچاره مردم كه ديگر دسترسي نداشتند تا شكوه كنند وعرض خود به انان برسانند

 گويا فرهنگ شاهنشاهي دوباره احيا شده بود.چه نا ميمون بود غلبه حاشيه بر متن.مگر امام بارها وبارها سفارش مردم مستضعف را نكرده بود؟براي عده اي هم مستضعفين وهم امام چه زود فراموش شده بود!

گويا همه ايران تهران بود ان هم ارثیه پدری عده اي ورشكسته سياسي و سرمايه دارمرفه. شعارهاي پر طمطراق و وعده هاي پوشالي براي خوش باوران ظاهربين،كه به كجا برسيم رفاه و دولت مدرن (بهشت خيالي كه غربي ها به دنبال روزنه اي براي فرار از ان هستند)

سرنوشت دموكراسي مورد نظر سيد محمد خاتمي هم كه به لايحه افزايش اختيارات  رييس جمهورختم شد وچه راحت  خواستند لگدمال كنند تفكيك قواي منتسكيورا يعني همان كه خود شعارش را ميدادند.تعاليم اسلامي و فرامين امام (ره)كه مدتها قبل از يادشان رفته بود.

توصيه به راهپيمايي عليه خدا ميكردند و عرفي كردن دين و ....

خلاصه اشرافي گري ،تبعيض ،فساد و فقر عواملي شد براي به پا خواستن مردم و ان مرد،صادقانه و بي ادعا در حالي كه لباس خدمت به تن داشت خود را به مردم عرضه نمود و چه اسان مي پذيرند مردم صداقت را ،در حالي كه متهم به تير خلاص زدن بود و ديوار در پياده رو ها كشيدن.البته كه جز عده اي بيمار يا ساده لوح اينها را باور نكردند.

همه امدند پير و جوان ،زن و مرد،از هر قشري و با هر مرامي تا او و اهدافش را انتخاب كنند و اين نبود مگر با تلاش و مجاهدت مردان بي ادعا كه بعد از امام (ره)كمر همت بستند تا ولي را ياري كنند و احمدي نژاد يكي از اين مردان بي ادعا بود كه مردم صداقتش را پسنديدند .

سوم تير

مردي از جنس مردم امد و خدا را شكر به جهت همه نعمت هايش.   

 

 

دوشنبه چهارم تیر 1386  توسط مصطفی زرقونی  |

 


مدعی نیستم و نه جویای شهرت ونام.و درست به همین دلیل وادی خاموشان را برای بیان نظراتم انتخاب کردم. انهم بنا به تکلیف و هم توصیه دوستان.اسمم مصطفی هست و متولد انقلابم و انشا الله که تا اخر با انقلابم.
vadi_khamoshi@yahoo.com

نمونه ای از خشونت طلبی نوچه قالیباف و رضایی
حال و روز جنبش سبز!
شاعری که از خاتمی برگشت!
دسته گل کردان و گلستان زاکانی!
دریوزگی سبز، موقعیتی بی نظیر برای شناخت انقلاب اسلامی
توهین مجید انصاری به حاج منصور ارضی
کروبي: لا سند من لا سند له
پول حرام کروبی را به این روز انداخته
ناگفته‌هاي سردار فضلي از فتنه‌هاي اخير
اخراج يك خبرنگار به دليل حمايت از رييس جمهور
كمك‌رساني شتابان باهنر به مخالفان تعامل دولت و مجلس
چپ و راست علیه احمدی نژاد(حیدر رحیم پور)
افشاگری فرمانده کل سپاه
" بی‌غیرت‌ها به بهشت نمی‌روند.! "
دو برادر در دوقوه (فرهاد جعفری)
RSS 2.0