مدتي نه چندان طولاني است كه رفتار جنبش عدالت خواه ذهنم را مشغول كرده . دغدغه ام همسو با محافظه كاران نيست (چرا كه انها هر نوع پافشاري روي اصول و ارمانها را تندروي ميدانند ). و نه دولت را بي عيب ميبينم كه دكتر احمدي نژاد خود به اشكالات تحميلي ان اگاه است و بايد ياريش كرد تا برطرف كند .اعتقاد راسخ به نقد قدرت دارم و معتقدم كه بدون ان فساد ايجاد ميشود و اين را هم از امام و اقا اموختم .نه از انديشمندان غربي.نگاه تنگ نظرانه به مسايل ندارم و اعتقاد دارم اگر درست عمل شود دايره دوستان و خودي ها گسترده تر خواهد شد و بايد هم چنين شود .
اما اعتقاد دارم كه همه بايد از جايگاه تعريف شده و مشخص سخن بگويند تا مردم خود تميز دهند انچه ميشنوند.و چنين نباشد كه در جامعه اي هر فردي دين را با قرائت خاص خود تعريف كند!
نسبت ها بايد تعريف شده باشد تا هم افروغ مدعي عدالت نباشد و هم حاج سعيد قاسمي و هم احمدي نژاد و هریک هم راه خود بروند .من تفاوت قائلم ميان سعيد قاسمي كه عمري مجاهدت ميكند و در ايام جولان تكنوكراتها و اصلاحات هم پاي كار است تا جناب افروغ كه در ان دوران حقیر اثری ازاو ندید. حالا كه با تلاش و سختي فراوان و خون دل خوردن رهبري و ابرو دادن بسياري ديگر دولت مردمي روي كار امده ايشان مدعي باشند و از زمين وزمان طلبكار!
قبل از هر مطلبي بگم كه من بيش از 13سال از عمرم را تا به امروز در ركاب بزرگاني چون حاج سعيد قاسمي بودم و از بسياري از شما دوستان بيشتر ايشان را ميشناسم و از زماني كه مخالفت با برخي افراد دشمني با پيامبر بود پاي كار هستم و هزينه پرداختم به درست يا غلط، به ان افتخار ميكنم . به همين دليل نخواهيد توانست مرا هم مثل رجا متهم به دولتي بودن بكنيد .هرچند كه عملكرد رجا را جهاد ميدانم همانطور كه عملكرد شما را .(عملكرد امروز، اينده را نميدانم)
ساده لوح و تازه كار و وابسته به كسي هم نيستم .پس راحت ميگويم كه اقايان عدالت خواه نسبت ميان شما و جناب افروغ به چه صورت است؟ .تا به حال نشنيدم كه كسي سوابق سعيد قاسمي را زير سوال ببرد (البته در خصوص مسايل اخير با ايشان هم سخني دارم )چرا كه روشن است و شخصا مثل سالهاي گذشته ايشان را بزرگ خود ميدانم ولي حرف اينجاست تفاوت ايشان با جناب افروغ به نظرم زیاد است.
دوستان فرض كنيد مطالب رجا در موردایشان دروغ باشد(كه چنين نيست)انچه من امروز از افروغ ميبينم اطاعت از رهبري (حتي در عمل كه خود گفت به ان اعتقاد دارد) نيست و موارد فراواني از اين دست به نظرم میرسد كه در اينده به ان خواهم پرداخت .
افروغ مدعيست كه به نقد قدرت مي پردازد ولي پاسخ نميدهد در سالهاي حاكميت زر وزور كه عده اي ابوذز وار ايستادند ايشان كجا بودند ؟ همين حالا، نقد قدرت چطور با حمايت از شهردار تهران (كه تصادفا!!! از حمايت قدرتمندان برخوردار است)همخواني دارد؟
ایشان فراموش نكند كه اگراز كنار مانع تراشي او و همكاران مجلسيش در برابر دولت با تساهل گذر كرديم هرگز تعيين تكليف براي رهبري انهم در لباس اصولگرايي را تحمل نخواهيم كرد .اظهار نظر دو پهلو دردي از او دوا نخواهد كرد .انها كه اشكارا تاختند راه به جايي نبردند .
ما اگر براي علي (ع) و غربتش گريه ميكنيم علي زمان خود را از ياد نميبريم .اين را امام به ما اموخت و هرگز اجازه گستاخي به ولايت را به هيچ كس نميدهيم .بحثي نيست مدعي اصولگرايي نباشد و به همين لحن سخن پراكني كند. بارها به دوستان گفته ام كه زيبا كلام را صادق تر از جناب افروغ ميدانم و برايش بیشتر احترام قائلم.
اما حرف اخر با دوستان عدالت خواه
دوستانم ميدانند كه جنبش عدالتخواه را همواره به دليل ارمان خواهي ستوده ام و از ديگر تشكل هاي دانشجويي بيشتر ان را ميپسندم ولي اين مساله مانع از اين نميشود كه اشکالات را نگویم.
از همه ظرفیت ها استفاده کنید که قطعا افروغ هم میتواند یکی از انها باشد ولی در محور قرار دادن افراد دقت کنید.
حضرت روح الله به اموخت كه پيروي از او تبعيت محض از ولي فقيه است و بس .