تبليغاتX
وادی خـامـوشـان

وادی خـامـوشـان

عاقبت منزل ما وادی خاموشان است ***** حاليا غلغله در گنبد افلاك انداز

ناآرامی قالیباف در "خیابان‌های آرام"

خیابان‌ها آرام است حکایت زن و شوهری که یکی خبرنگار با بازی نیکی کریمی و دیگری رییس پلیس.
معاون رییس پلیس زن دیگری است که به اعتقاد خانم خبرنگار با شوهرش بیش از حد عادی نزدیک است و شوهری که در منزل با همسرش سرجنگ دارد و در فکر دادگاه و طلاق و در بیرون از منزل مشکلاتی برای همسر خبرنگارش ایجاد می‌کند.

همه جا آرام است و این چیزی است که مکرر خانم خبرنگار آنرا تکرار می‌کند تاجایی که آتش سوزی در یکی از خیابان‌ها اتفاق می‌افتد. شاهدین می‌گویند یکی الکل می‌ریزد و دیگری آتش می‌زند.

یک گزارش مناسب برای خانم خبرنگار که حالا با محدودیت از جانب زنی که معاون شوهرش است مواجه شده و مانع گزارش گرفتن او شده آن هم به دستور شوهرش!

خبرنگار مدعی است به علت «تشویق» اذهان (نه تشویش اذهان که این روز‌ها نادیده گرفتن آن در کشور ما ساده لوحانه است) ما را منع می‌کنند از انجام وظیفه حرفه‌ای خود و با تشویقی که حامیان فتنه گران می‌کنند ساده لوحان را هم وادار می‌کند تا بفهمند این فیلم را اگر چه در ارمنستان اما خواستنه‌اند برای کشور ما بسازند ان هم به دست موسسه‌ای منتسب به پسر سردار خلبان!

حکایت دیوانه خانه‌ای که مدعی است ۶دیوانه‌اش از آنجا فرار کرده و از آنجا که پرونده‌هایشان هم از بین رفته قادر به شناسایی آن نیستند و باید پلیس را به کار گرفت برای پیدا کردن آن‌ها و در همین تحقیقات پلبیسی است که دستاورد ملی ایرانیان یعنی انرژی هسته‌ای تمسخر می‌شود آن هم به دست موسسه‌ای که منتسب به سردار اصولگرای اصلاح طلب! قالیباف است و کنایه‌ای به انرژی هسته‌ای و هم دختری که احمدی‌نژاد گفته بود در خانه‌اش اختراع کرده بود زده دختری که مدعی اختراع هسته‌ای است و حافظه‌اش به حدی ضعیف است که حادثه را کامل به یادنمی اورد.

قسمتی دیگر از فیلم پلیس پخمه را نشان می‌دهد که به لباس و شلوار و پوشش مردم ایراد می‌گیرد و یکی را به جرم سوسول بودن می‌گیرد و دیگری را به دلیل پوشیدن لباس عشایری!

پلیس دستور می‌دهد «هرکه نگاهش جور دیگری است مظنون است و باید بگیریدش!!» و دوربین نگاه مردمان خسته‌ای را نشان می‌دهد که نگاه‌شان جور دیگری است و مخاطب باید دلش بسوزد برای جامعه‌ای که حاکمیتی اینگونه دارد و این نگاه‌های خسته شامل همه مردم می‌شود از پیر و جوان و مرد و زن و کودک. اگر طرز تفکری که نگاه دیگران را بر نمی‌تابد رامتوجه عده‌ای خاص از جمله موسسسه تهیه کننده فیلم و یا حامیان سردار شهردار نماییم بیراهه نرفته‌ایم اما شبیه سازی ان با جامعه‌ای که مخالفانش هنوز در کرسی‌های قدرت جاخوش کرده‌اند خیلی بی‌انصافی است.

دیگر جای فیلم پلیس یا نیروی انتظامی است که استقبال می‌کند از آشوب و بلوا افسری که در مصاحبه می‌گوید ما به دستور عمل می‌کنیم این درگیری‌ها باعث شده اضافه کاری بگیریم و همیشه نمی‌توانیم اینطوری پول بدست بیاورد و هرکسی که اعتراض دارد می‌گیرند!!

خیابانهای آرام سرقت مجسمه‌های نصب شده در پارک‌ها را روایت می‌کند که گاهی در حضور پلیس صورت می‌گیرد. شاید بتوان گفت این بخش از فیلم که نوعی عقده گشایی صریح شهرداری و متولیان ساخت فیلم و در ادامه عوام فریبی‌های چندی قبلشان باشد که با ساخت مجسمه‌ها و ناپدید شدن آن انگشت اتهام را به سوی دیگرانی غیر از شهرداری نشانه رفته بودند و از پلیس آن را طلب می‌کردند در حالی که هیچگاه به این سوال پاسخ ندادند چطور ممکن است در حضور دوربین‌های مدار بسته که کاربری آن در دست شهرداری بوده و جلوی چشم پارکبان‌ها یی که حتی به ورود یک دوچرخه به پارک حساسیت دارند سرقت مجسمه‌هایی با آن ابعاد اتفاق افتد؟!

 در بخشی از فیلم رییس پلیسی را می‌بینیم که صحنه تخریب اتوبوسی را با چوب و چماق نادیده می‌گیرد و به دنبال دوربینی می‌رود که دست همسر خبرنگارش می‌باشد‌‌ همان همسر خبرنگاری که او را به معاونش فروخته!

 در آخر معلوم می‌شود همه این کار‌ها را صاحب‌‌ همان دیوانه خانه کرده با همکاری معاون رییس پلیس و این اشوب‌ها را بخشی از حاکمیت راه انداخته برای به قدرت رسیدن و کودتایی که البته به سرانجام نمی‌رسد و دیوانه‌ها کسی نبودند به جز‌‌ همان کارکنان پلیس و کسانی از حاکمیت.

در انتهای فیلم حاکمیت و پلیس کاغذی را روبروی پیرزنی قرار داده تا از روی ان مصاحبه دیکته شده را بخواند و از عملکرد پلیس به جهت ایجاد نظم و امنیت تقدیر کند!!

همه آنچه گفته شد حکایت یک جامعه بسته و پلیسی بود و کافی است آنرا در کنار تبلیغات مغرضانه روشنفکر نمایان و ضد انقلاب و مرثیه خوانی ان‌ها در رسای نبودن آزادی قرار دهیم تا موسسه سردار قالیباف در کمال آزادی هر آنچه می‌تواند نثار نظام اسلامی کند و فقط همین را کم داشتیم که حامیان رضاخان حزب اللهی هم که بار‌ها خبرنگاران را بازداشت و مضروب کردند صفات خود را به دیگران و جمهوری مظلوم اسلامی متصف کنند کسانی که خود عامل اندک بدی‌های این کشور هستند.

اگر اظهار نظر قالیباف در ایام انتخابات را سهوی پنداشته و رقم سه میلیون معترض ۲۵خرداد ۸۸ که مورد استناد بی‌بی سی قرار گرفت را بی‌دقتی بدانیم و از اصرار بر ادامه نصب سطل‌های پلاستیکی مورد علاقه اغتشاش گران نیز بگذریم اثری به تهیه کنندگی موسسه سیمای مهر منتسب به فرزند قالیباف و محمود رضوی از نیروهای قالیباف را چگونه بی‌دقتی و سهوی بداینم؟

اگر این‌ها را هم بگذریم چگونه از خبر سایت منتسب به زاکانی (رییس ستاد و از دوستان قالیباف) و روزنامه کیهان (حامی سرسخت لاریجانی) که بدون اشاره به نقش قالیباف و جریانش بر طبل تحقیر و مقصر جلوه دادن دستگاهای فرهنگی دولت برای اجازه نمایش این فیلم بگذریم؟ ایا باز هم باور کنیم و مثل عوام حزب اللهی‌های پرمدعای تازه به دوران رسیده خود را به نفهمیدن بزنیم که نمی‌دانیم این فیلم و این دست فیلم هارا همان‌ها می‌سازند که شما سنگشان را به سینه می‌زنید و گناه انرا به دوش ارشاد و دولت می‌اندازید؟

این یکه تازی‌ها به برکت سعه صدر و متانت دولت مهرورز و مردمی است و گرنه برای جولان دادن جریان زیاده خوار ضد انقلاب از طرفی و زیاده خواه متحجر پرمدعا از طرفی دیگر خیابان‌ها ی ارام همیشگی نیست.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 20:23  توسط مصطفی زرقونی  | 

از سوالات احمدي نژاد تا اتهام به رحيمي

 در پی ایراد اتهام توسط احمد توکلی از اقوام اقای لاریجانی و الیاس نادران به معاون اول رییس جمهور و واکنش دکتر احمدی نژاد به اظهارات او و هم قطارانش 

سایت  تابناک (که از طرح موضوع قاچاق سیگار و صد البته گوشت‌های آلوده سخت واهمه دارد)  با نگارش مطلبی  در پاسخ به رییس جمهور که تهمت زدن در غیاب فردی در تلویزیون را تقبیح کرده ادعا میکند اقای احمدی نژاد شروع کننده این جنس اتهامات بوده و با شاهد مثال آوردن از ایام انتخابات به یک تفاوت بین رحیمی و هاشمی اشاره کرده و آن اینکه اولی پرونده دارد ولی دومی نه!

از انجا که دستگاه قضایی تاکنون نمره قابل قبولی در مبارزه با مفاسد اقتصادی نداشته طبیعتا  نیروهای فعال  در کشور به خود اجازه میدهند انچه به زعم خود این دستگاه به آن رسیدگی نمیکند را پیگیری کنند و اینکه این عمل  به لحاظ جامعه شناختی و سیاسی صحیح است  یا خیر موضوع ما نیست و در اینکه رحیمی، هاشمی، توکلی،قاليباف  زاكاني و هرکسی باید پاسخگوی اعمالش باشد شکی نیست انچه جای تعجب دارد نادیده گرفتن چند نکته در یادداشت سایتی است که سعی می‌کند ماجرای قاچاق سیگار را در گورستان فراموشی دفن کند، که به چندی از این موارد اشاره می‌شود:

1- احمدی‌نژاد هیچگاه اقای هاشمی رابرخلاف قانون متهم نکرد بلکه چند سوال درباره خانواده وی مطرح کرد که مدعیان آزادی بیان سوالات او را با اتشفشان‌های خفته! و هشت ماه درگیری پاسخ دادند و این همه میزان علاقمندی انها را به نظام اسلامی نشان داد.

2- احمدی‌نژاد هیچگاه در مناظرات شروع کننده نبود و اين نكته ايست كه كمتر كسي به آن پرداخته و با رجوع به فيلم هاي انتخاباتي اشكار ميشود، اتفاقا این موسوی و کروبی بودند که نسخه عملیاتی نامه فرعونیان به یوسف را، مرور کردند و بر زبان جاری ساختند، و حتی قبل تر از آن فائزه (که هنوز دستگاه قضایی به اتهاماتش و حضورش در روز عاشورا رسیدگی نکرده) در ورزشگاه 12هزار نفری آزادی، آزادانه ضمن توهین به رییس جمهور قانونی  کشور، بیان کرد اگر او [احمدی‌نژاد] رای بیاورد ادعای امام زمانی میکند! این اظهارات فائزه هاشمی هم هیچگاه پیگیری نشد در حالی که رییس قوه قضاییه بارها اذعان داشته به همه توهین ها رسیدگی میکند!

3- یادمان نرفته که همین آقای توکلی با شعار و ادعای مخالفت با هاشمی کاندیدای ریاست جمهوری شد تا رای جمع کند اما مگر می‌شود حرفی که از دل برنمی‌آید بر دل بنشیند، لذا ملت  چون او را صادق در این ادعا نمیدانستند دست رد به سینه اش زدند. خاتمی هم  با ژست مخالفت با او رای آورد و ناطق‌نوری به دلیل مطرح بودن همراهی‌اش با رفسنجاني بازنده انتخابات شد و دکتر احمدی‌نژاد صادقانه عمل کرد و با " نه به مصداق بارزايجاد تجمل گرایی و بی عدالتی" رای اورد وهمه اینها نشانه این است که اکثریت مردم  اتهاماتی را متوجه اقای هاشمی و خانواده اش کرده بودند نه احمدی نژاد؛ در حالي كه در موضوع  رحیمی ابتدا جریانات سیاسی وی را متهم کردند و بعد  با رسانه‌های زنجیره‌ای مدعی اصولگرایی  به موضوع اصلی تبدیل‌اش کردند حال آنكه مردم داستان رحیمی برایشان موضوعیت ندارد .

4-دکتراحمدی نژاد بارها خواستار رسیدگی به شکایت رحیمی از اتهام زنندگان شده است که تاکنون دستگاه قضایی پاسخی به ان نداده!

5-در حقانیت  سخنان احمدی نژاد همین بس که هنوز علیرغم پرونده ای که علیه مهدی هاشمی در  دادگاه مطرح است نمیتوانند یا نمیخواهند او را احضار کنند از احضار فائزه و دیگرانی هم که در دسترس هستند خبری نیست اما رحیمی را در حالیکه  معاون اول رییس جمهور است و هیچ دادگاهی هم تشکیل نشده مقامات قضایی و غیره به راحتی درباره اش حرف میزنند حالا میخواهید باور کنیم این پرونده سیاسی نیست؟!

بعید میدانم کسی در اعمال قانون و عدالت واقعی شکی داشته باشد و رسیدگی به ادعای مخالفان رحیمی هم مستثنی از این امر نیست!

 اما سوالی که این روزها مطرح  و کم کم ذهن برخی دوستان ساده‌اندیش حزب‌اللهی ما راه هم  مشغول کرده این است که چرا برای هر فردی  که در کنار این دولت قرار می‌گیرد،  اتهامی ایجاد می‌شود ولی به اتهامات مخالفان دولت و توهین کنندگان به آن رسیدگی نمیشود؟!

کاوه اشتهاردی محکوم به شلاق میشود با شکایت فراری لندن نشین، حسین قدیانی مجبور به توبه کردن میشود، بهداد محکوم می‌شود و از طرفی برخی اعضای خانواده اقای هاشمی در لندن و تهران آزادانه میگردند، شکایت دولت از باقر قالیباف که بدترین و غیر اخلاقی ترین ناسزاها را نثار این دولت  و وزرای دولتی کرده که رهبر معظم انقلاب انرا بهترین دولت در صد ساله گذشته میدانند سرنوشتش معلوم نیست علی مطهری و احمد توکلی هر روز فحش جدیدی را نثار میکنند و... اصلا فحش دادن به این دولت مقام برای آقایان می‌آورد...

حال با اين سوالات كه اين روزها ذهن امت حزب الله را مشغول كرده قوه محترم قضاييه نبايستي مورد انتقاد قرار گيرد؟


خاتمی ،دیکتاتور دروغگو حرمت رای من کو؟

طبقات الانصار(نوشته ای اخرالزمانی از سید مهدی طباطبایی)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 15:30  توسط مصطفی زرقونی  | 

9دی89 و هنوز امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند

روزگاری را که حضرت روح الله فریاد برآورد "امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند "پیرمردان و میانسالان خوب به یاد  دارند .حضرتش اما هشدار داده بود "نگذارید انقلاب دست نا اهلان ونامحرمان بیفتد".

اگر رسول الله (ص)را نابکارن قلم و دواتش ندادند تا جانشینی علی (ع)را مکتوب نماید روح الله را حضرت حق اذن داد تا اعلام کند جانشینی سید علی را  .

نامحرمان و نااهلان ناامید از نافرجامی  سقیفه دوم، اما امتش را فریفتند به غفلت و توسعه(۱) و نه پیشرفت !و چه اسم با مسمایی است توسعه که کاربرد آن در دیار عاشقان اهل بیت یعنی ایران ،جهل و دنیا طلبی و اشرافی گری را وسعت بخشید و پیشرفت را قربانی کرد! و هرچه امام سید علی فریاد "هل من ناصر" سر می داد و از عدالت  میگفت و توسعه،  لبیکی شنیده نمیشد جز از اندک یارانش که بعدها مجاهدان خاموش نام گرفتند .

امت امام خامنه ای در غفلت بود و امام در غربت ،اما او که مکتب امام سجاد(ع) و حضرت صادق(ع) را هم زمان درک کرده بود در مکتب خانه اش به الطاف اخرالزمانی امام عصر(عج) شاگردانی تربیت کرده بود همچون پاره های آهن که در 84قیام توابین را شکل دادند  اما این بار قبل از عاشورا .

توبه شان قبول افتاد و سخنان سفیر امام سید علی مستضعفان شرق و غرب عالم  را به وجد آورد و مستکبران را به وحشت، دعای فرجش ملل متحد را به تشویق واداشت و گردنکشان  مستکبر را به تزویر.

سنگر به سنگر پیشروی امت اما حالا که به امام و سفیر امام پیوسته و غفلت خود را جبران کرده بودند مستوجب مجازات است و چه مجازاتی بالاتر از تلخ کردن حماسه 22خرداد .

 رسم همه مستبکران و شیاطین تلخ کردن و است و زهر دادن !مگر نه اینکه  بیشتر اهل بیت پیامبر(ص) را زهر دادند تا رسید به حضرت روح الله  در قطعنامه(۲) و ماتمی شد بر دل فرزندان حقیقی اش که همان بسیجیان بودند و مگر نه اینکه  نوادگان آل ابوسفیان جام زهرهای دیگری را  در مجلس ششم و انتخابات دهم به امام سید علی تعارف کردند که اگر نبود غیرت فرزندان به داغ روح الله نشسته سید علی و نهیب سفیر سید علی (دکتر محمود اهنگر زاده) که جام زهر را در حلقومتان فرو میبیرم با ولی مان چنان میکردند که با اجداد پاک و مطهرش !

آتش و نفرتی که دوپیرمرد حریص و دنیا طلب ، یکی متوهم و دیگری حراف و کم خرد به همراه آقازاده فرای و خواهرش طی هشت ماه به  پا کردند کم نداشت  از هشت سال آتشی که صدام به پا کرده بود و عجبا که همانند صدام همگی عروسک خیمه شب بازی شیطان بزرگ بودند  .

 

تا عاشورا سوزاندند اما فراموش کردند که این نظام ریشه در عاشورا دارد و عاشورا سوختنی نبود و ریش و ریشه نداشته شیاطین و عروسک هایش  را با هم سوزانید .

چراغی را که ایزد برفروزد   هر انکس پف کند ریشش بسوزد

همه بت ها شکستند به تلافی  آتش افروزی  88، در قیام 9دی و به دست امام سید علی  و سوختند در آتش قهر امتش و زمستان نیز رفت و روسیاهی ماند برای خواصی که انروز ها ساکت بودند و امروز پر حرف و پر مدعا هر ساعت در شبکه های سیما!(۳)

بت بزرگ(۴) را اما نشکست ابراهیم زمان تا تبر بر دوشش افکند و رسوا کند مشرکان دانش اموخته لیبرالیزم را که از بت بزرگ ،شیطان بزرگ یا همان امریکا بپرسند مردم، چه کسی دیگر بت ها را شکسته ؟ تاصدای اعتراف شیطان بزرگ به هه عالم برسد زمان زیادی نمانده و انروز روز جشن واقعی ماست.

9دی میتوانست روز فرود نقمت الهی باشد، امت اما رحمت الهی را انتخاب کرد با همت اش.   

9دی تکرار" امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند" بود اما این بار نه با ندای ابراهیم و نه با صدای خمینی که با آوای خامنه ای

پی نوشت:

۱-از همان اغازین روزهای سازندگی امام خامنه ای توسعه را مفهومی غربی میدانست و بر پیشرفت تاکید داشت و امروز همه میبینند اثرات توسعه اقایان را!

۲-قطعنامه پایان جنگ را که امام جام زهرش نامید و این روزها حتی برخی مداحان با دعوت از بانیان آن سعی در فراموشیش دارند امت فراموش نخواهد کرد و این نام ها را به خاطر خواهد سپرد (هاشمی ،رضایی،موسوی)  

۳-"سردار" لقبی بود برای جان فشانان و آنان که هم صدا با شیپور شیاطین معترضین را چند برابر میشمردند همان بهتر که شهردار باشند برای همان عده! نه سردار برای امام و امتش.دیگر خواص بی بصیرت و بی شخصیت که بماند برای بعد.    

۴-بت بزرگ داخلی نبود که ظهور احمدی نژاد شاگرد مکتب امام خامنه ای در سال 84اثبات کرد بزرگترین شان در برابر خدا و امام عصر(عج) و نایب بر حقش و سفیر سید علی کوچک اند و ناچیز.امام سید علی و سفیرش و امتش در 9دی اثبات کردند بت بزرگ که امریکاست عاجزتر از همیشه ناتوان است در جلوگیری از شکسته شدن بت ها.


فتنه گر بعدی کیست؟

فتنه گر بعدی کیست؟ (قسمت دوم)

مستندی از محمدصادق کوشکی با شعار "مرگ بر؟!"(كنايه)

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 18:41  توسط مصطفی زرقونی  |